پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۹۸۴

خوش آن زمان که در آیی ز در شراب آلود

ز خواب نازگران همچو چشم خواب آلود

چوشیشه خشک بود آب خضر در کامش

کسی که بوسه گرفت از لب شراب آلود

فغان که شرم محبت امان نداد مرا

که دیده آب دهم زان رخ حجاب آلود

ز بخت خفته مکن شکوه در طریقت عشق

که بخت خفته در اینجاست چشم خواب آلود

مگر در آینه جام عکس خود را دید

که رنگ عارض ساقی است آفتاب آلود

هزار خانه رساند به آب در یک دم

رخی که از عرق شرم شد گلاب آلود

شراب صرف بود زهر ناتوانان را

خوشم که لطف نکویان بود عتاب آلود

به گریه کوش که از داغ می نگردد پاک

به هیچ آب دگر دامن شراب آلود

ز خار وخس نفس برق بیشتر سوزد

به هیچ جا نرسد در سفر شتاب آلود

بشوی از دل صائب غبار غم زان پیش

که آب لعل تو از خط شود تراب آلود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۹۸۶به درد هر که برآید دوا نمی خواهد
  2. غزل شمارهٔ ۳۹۸۷دل رمیده ما بال وپرنمی خواهد
  3. غزل شمارهٔ ۳۹۸۸ز آفتاب اگر خلق چشم آب دهد
  4. غزل شمارهٔ ۳۹۸۹چرا شراب به زاهد کسی به زور دهد
  5. غزل شمارهٔ ۳۹۹۰ستم به عهد تو از چرخ کس نشان ندهد
  6. غزل شمارهٔ ۳۹۹۱به صبر مشکل عالم تمام بگشاید
  7. غزل شمارهٔ ۳۹۹۲مرا به میکده هر کس که راه بنماید
  8. غزل شمارهٔ ۳۹۹۳عرق چو بر رخت از گرمی شراب آید
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.