پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۹۹۲

مرا به میکده هر کس که راه بنماید

در بهشت به رویش خدای بگشاید

بجز قلمرو مازندران کجا دیگر

کلاه گوشه مینا به ابر می ساید

در آن دیار اقامت مکن که از سردی

زبان آتش سوزان به زینهار آید

بیا به کشور مازندران که در سرما

بغیر آتش می آتشی نمی باید

چنان ربوده اشرف شده است دیده من

که التفات به سیر بهشت ننماید

چنان ز ابر نگردیده است جوشن پوش

که آفتاب در او تیغ کار فرماید

به جای باده مگر بحر را کشم بر سر

که می ز عهده این ابر بر نمی آید

اگر چه از دل سنگین دلبران سازند

بنای توبه درین بوم وبر نمی پاید

ازان همیشه بود بر قرار رنگ گلش

که ماه ماه در او آفتاب ننماید

به این دیار طرب خیز چشم بد مرساد

که کار باده ز کیفیت هوا آید

مرا ز تجربه کاران نصیحتی یادست

که توبه نامه به خط شکسته می باید

حدیث خوبی مازندران واشرف را

زبان کوته صائب چه شرح فرماید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۹۹۴اگر کلام نه از آسمان فرود آید
  2. غزل شمارهٔ ۳۹۹۵اگر به پیرهن گل وگلاب باز آید
  3. غزل شمارهٔ ۳۹۹۶ز هر نوا دل عشاق کی به جوش آید
  4. غزل شمارهٔ ۳۹۹۷مرا تعجب از آن پُرحجاب می‌آید
  5. غزل شمارهٔ ۳۹۹۸مرا تعجب از آن پُرحجاب می‌آید
  6. غزل شمارهٔ ۳۹۹۹چنان که گل به سر شاخسار می‌آید
  7. غزل شمارهٔ ۴۰۰۰ز خود برآ که نسیم بهار می‌آید
  8. غزل شمارهٔ ۴۰۰۱ز راه صلح مهیای جنگ می آید
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.