پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۹۹۸

مرا تعجب از آن پُرحجاب می‌آید

که در خیال چه سان بی‌نقاب می‌آید

ز نوشخند تو زهر عتاب می‌بارد

ز حرف تلخ تو کار شراب می‌آید

ز روی گرم تو دل‌ها چنان ملایم شد

که زخم آینه بر هم چو آب می‌آید

ز نغمه مستی می می‌کنند مخموران

درین چمن ز هوا کار آب می‌آید

قدم شمرده نهد حسن در قلمرو خط

چو عاملی که به پای حساب می‌آید

مگر ز توبه پشیمان شد آن بهار امید

که رنگ رفته به روی شراب می‌آید

به بر چگونه کشم آن میان نازک را

که در خیال به صد پیچ و تاب می‌آید

مگر ز صبح بنا گوش یار نور گرفت

که بوی یاسمن از ماهتاب می‌آید

حریف عشق نگردیده پرده ناموس

کجا نهفتن بحر از حباب می‌آید

ز خط یار نظر بستن اختیاری نیست

که از مطالعه بی‌خواست خواب می‌آید

جز این که گرد برآرد ز هستیم صائب

دگر چه زین دل پر اضطراب می‌آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۰۰۰ز خود برآ که نسیم بهار می‌آید
  2. غزل شمارهٔ ۴۰۰۱ز راه صلح مهیای جنگ می آید
  3. غزل شمارهٔ ۴۰۰۲به پرسش من در خون نشسته می‌آید
  4. غزل شمارهٔ ۴۰۰۳ز ماه نو سفرم تا خبر نمی آید
  5. غزل شمارهٔ ۴۰۰۴ز دل خیال میانش به در نمی‌آید
  6. غزل شمارهٔ ۴۰۰۵خیال روی تو از دل به در نمی‌آید
  7. غزل شمارهٔ ۴۰۰۶خرد به زور می ناب برنمی آید
  8. غزل شمارهٔ ۴۰۰۷برون ز کیسه ممسک درم نمی آید
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.