پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۹۹۴

اگر کلام نه از آسمان فرود آید

چرا به هر سخنی خامه در سجود آید

ز اهل دل تو همین نقش دیده ای از دور

که روز روشن از آتش به چشم دود آید

ظهور عشق ز ما خاکیان غریب مدان

کز ابرهای سیه برق در وجود آید

فلک ز عهده این عقده های سردرگم

برون چگونه به یک ناخن کبود آید

نکرد آتش مغرور سجده آدم

کجا به سوختن ما سرش فرود آید

جهان سفله بهشتی است ژاژخایان را

به خاروخس چو سد شعله در سرود آید

شدی دوتا وهمان می دوی پی دنیا

نشد رکوع ترا نوبت قعود آید

به ناخنی که رساند به داغ من گردون

هزار دجله خون از دل حسود آید

دل گشاده من صائب آرمیده بود

درین خرابه اگر آسمان فرود آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۹۹۶ز هر نوا دل عشاق کی به جوش آید
  2. غزل شمارهٔ ۳۹۹۷مرا تعجب از آن پُرحجاب می‌آید
  3. غزل شمارهٔ ۳۹۹۸مرا تعجب از آن پُرحجاب می‌آید
  4. غزل شمارهٔ ۳۹۹۹چنان که گل به سر شاخسار می‌آید
  5. غزل شمارهٔ ۴۰۰۰ز خود برآ که نسیم بهار می‌آید
  6. غزل شمارهٔ ۴۰۰۱ز راه صلح مهیای جنگ می آید
  7. غزل شمارهٔ ۴۰۰۲به پرسش من در خون نشسته می‌آید
  8. غزل شمارهٔ ۴۰۰۳ز ماه نو سفرم تا خبر نمی آید
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.