پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۹۸۹

چرا شراب به زاهد کسی به زور دهد

به دست بی بصر آیینه بلور دهد

میی که اهل شعورند داغ نشأه آن

چرا کسی به فقیهان بی شعور دهد

چو هست نقد میسر وصال دختر رز

چرا به نسیه دل خویش کس به حور دهد

چرا دلیر نباشند باده پیمایان

که جوش باده صدای هوالغفور دهد

ز خویش خیمه برون زن صفای وقت ببین

چراغ تا ته دامن بود چه نور دهد

دل فسرده نیاید به کار بعد از مرگ

چراغ مرده کجا روشنی به گور دهد

گداختیم درین خاکدان کجا شد نوح

که آب مرحمتی سر به این تنور دهد

به آب تیغ قضا بشکند خمارش را

به هر که دور فلک باده غرور دهد

درین بساط نشیند درست نقش کسی

که دست طرح سلیمان صفت به مور دهد

به بی زبانی ما رحم می کند صائب

کسی که شمع تجلی به دست طور دهد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۹۹۱به صبر مشکل عالم تمام بگشاید
  2. غزل شمارهٔ ۳۹۹۲مرا به میکده هر کس که راه بنماید
  3. غزل شمارهٔ ۳۹۹۳عرق چو بر رخت از گرمی شراب آید
  4. غزل شمارهٔ ۳۹۹۴اگر کلام نه از آسمان فرود آید
  5. غزل شمارهٔ ۳۹۹۵اگر به پیرهن گل وگلاب باز آید
  6. غزل شمارهٔ ۳۹۹۶ز هر نوا دل عشاق کی به جوش آید
  7. غزل شمارهٔ ۳۹۹۷مرا تعجب از آن پُرحجاب می‌آید
  8. غزل شمارهٔ ۳۹۹۸مرا تعجب از آن پُرحجاب می‌آید
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.