پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۹۸۸

ز آفتاب اگر خلق چشم آب دهد

ز عارض تو نظر آب آفتاب دهد

مدار شرم توقع ازان حیانا ترس

که بوسه برلب پیمانه بی حجاب دهد

ز دیدن در ودیوار مانعند مرا

که ره مرا به پریخانه نقاب دهد

امید هست که شیرازه گهر گردد

فلک به رشته جانی که پیچ و تاب دهد

نمی رود پی دنیای پوچ صاحبدل

فریب خضر کجا موجه سراب دهد

رسد به چشمه حیوان ز ترک خودبینی

سکندر آینه خود اگر به آب دهد

چنین که ناله من از قبول نومیدست

عجب که کوه صدای مرا جواب دهد

کسی به کعبه مقصد رسد که در هر گام

به خار از آبله پای خویش آب دهد

خوش است جودوکرم در لباس شرم که بحر

به خاک فیض خود از پرده سحاب دهد

ازان چو کوزه سربسته ام خموش که خم

به هر که لب نگشاید شراب ناب دهد

کفن ز جامه احرام می کند صائب

کسی که وقت سحرگاه تن به خواب دهد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۹۹۰ستم به عهد تو از چرخ کس نشان ندهد
  2. غزل شمارهٔ ۳۹۹۱به صبر مشکل عالم تمام بگشاید
  3. غزل شمارهٔ ۳۹۹۲مرا به میکده هر کس که راه بنماید
  4. غزل شمارهٔ ۳۹۹۳عرق چو بر رخت از گرمی شراب آید
  5. غزل شمارهٔ ۳۹۹۴اگر کلام نه از آسمان فرود آید
  6. غزل شمارهٔ ۳۹۹۵اگر به پیرهن گل وگلاب باز آید
  7. غزل شمارهٔ ۳۹۹۶ز هر نوا دل عشاق کی به جوش آید
  8. غزل شمارهٔ ۳۹۹۷مرا تعجب از آن پُرحجاب می‌آید
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.