پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۹۶۸

به تیغ از سر بی مغز آرزو نرود

که بوی باده به یک شستن از کدو نرود

به پیر میکده هر کس ارادتی دارد

به آستان خرابات بی وضو نرود

ز پنبه سر مینا به حلقم آب چکان

که بی شراب مرا آب در گلو نرود

همیشه منفعل از خوی خودبود بدخو

که زردی آتش سوزنده را زرو نرود

سراب تشنه لبان را کند بیابان مرگ

خوشا دلی که به دنبال آرزو نرود

به جوی خویشتن این آب برنمی گردد

بهوش باش که چهره آبرو نرود

ز وصل کم نشود خارخار درد طلب

که در محیط روانی ز آب جو نرود

کشیده دار ز سوداییان عشق زبان

به شانه پیچ وخم از زلف مشکبو نرود

منم که قسمتم از تیغ یار خمیازه است

و گرنه تشنه کسی از کنار جو نرود

نشاط فرش بود در حریم تنگدلان

ز هیچ غنچه نشکفته رنگ وبو نرود

ز سفلگان کهنسال چشم جود مدار

که چون سفال شود کهنه آب ازو نرود

نمی شوند خسیسان به مال زاهل کرم

به باده کوتهی دست از سبو نرود

چه شد که گرم سخن ساخته است عشق مرا

شکر ز خاطر طوطی به گفتگو نرود

شکر به شیر گراز مهر دایه آمیزد

بهانه از دل طفل بهانه جو نرود

چو موج صائب اگر پربرآورد غواص

نمی رسدبه گهر تا به خود فرو نرود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۹۷۰ز اتحاد کجا عشق کامیاب شود
  2. غزل شمارهٔ ۳۹۷۱رخ تو در دل شبها اگر سفید شود
  3. غزل شمارهٔ ۳۹۷۲کسی که کشته آن تیغ آبدار شود
  4. غزل شمارهٔ ۳۹۷۳دل فسرده ز داغ آتشین عذار شود
  5. غزل شمارهٔ ۳۹۷۴اگر کسی متوسل به چاره ساز شود
  6. غزل شمارهٔ ۳۹۷۵سری که خالی از اندیشه محال شود
  7. غزل شمارهٔ ۳۹۷۶غبار معصیت از عفو پایمال شود
  8. غزل شمارهٔ ۳۹۷۷گرسنه چشم کجا سیر از نوال شود
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.