پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۹۶۳

اسیر جبه ودستار چند خواهی بود

به هیچ وپوچ گرفتار چند خواهی بود

ز آفتاب گذشتند گرم رفتاران

چوسایه در ته دیوار چند خواهی بود

رسید بر سر دیوار آفتاب حیات

خراب ساغر سرشار چند خواهی بود

درین محیط که موج صیقل دگرست

نهفته در ته زنگار چند خواهی بود

بود ز مایه خودخرج خودفروشان را

سپند گرمی بازار چند خواهی بود

ملایمت به خسیسان ثمر نمی دارد

به خاک شوره گهربار چند خواهی بود

بشو ز چهره جان گردخواب غفلت را

نقاب دولت بیدار چند خواهی بود

درین بساط که بی پرده می خزند سخن

درون پرده چواسرار چند خواهی بود

زمین پاک طلب کن برای دانه خویش

مقیم عالم غدار چند خواهی بود

به گرد نقطه خال پریرخان صائب

سبک رکاب چوپرگار چند خواهی بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۹۶۵خوش آن که ز آتش تب شعله اثر برود
  2. غزل شمارهٔ ۳۹۶۶به گریه نقطه خال تو از نظر نرود
  3. غزل شمارهٔ ۳۹۶۷به چاره سوز محبت ز جان برون نرود
  4. غزل شمارهٔ ۳۹۶۸به تیغ از سر بی مغز آرزو نرود
  5. غزل شمارهٔ ۳۹۶۹مباد اهل عمل بیخود از شراب شود
  6. غزل شمارهٔ ۳۹۷۰ز اتحاد کجا عشق کامیاب شود
  7. غزل شمارهٔ ۳۹۷۱رخ تو در دل شبها اگر سفید شود
  8. غزل شمارهٔ ۳۹۷۲کسی که کشته آن تیغ آبدار شود
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.