پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۹۶۵

خوش آن که ز آتش تب شعله اثر برود

رخ تو در عرق سرد و گرم وتر برود

رگ تو جاده خون معتدل گردد

زبان گزیده به یک گوشه نیشتر برود

تبی که برسمنت رنگ ارغوانی بست

ز پیش شعله خوی تو چون شرر برود

لب تو عقده تبخاله واکند از سر

ستاره سوخته ای چند از شرربرود

مباد از عرق گرم اضطراب ترا

سفینه تو ازین بحر بی خطر برود

حرارتی که گرفته است گرم جسم ترا

ز برق گرمتر از باد زودتر برود

چنین که بی خبر آمد به خوابگاه تو تب

امیدوار چنانم که بی خبر برود

دمید صبح چه خامش نشسته ای صائب

بگو به آه به دریوزه اثر برود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۹۶۷به چاره سوز محبت ز جان برون نرود
  2. غزل شمارهٔ ۳۹۶۸به تیغ از سر بی مغز آرزو نرود
  3. غزل شمارهٔ ۳۹۶۹مباد اهل عمل بیخود از شراب شود
  4. غزل شمارهٔ ۳۹۷۰ز اتحاد کجا عشق کامیاب شود
  5. غزل شمارهٔ ۳۹۷۱رخ تو در دل شبها اگر سفید شود
  6. غزل شمارهٔ ۳۹۷۲کسی که کشته آن تیغ آبدار شود
  7. غزل شمارهٔ ۳۹۷۳دل فسرده ز داغ آتشین عذار شود
  8. غزل شمارهٔ ۳۹۷۴اگر کسی متوسل به چاره ساز شود
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.