پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۹۶۲

اگر چه روی من از درد زعفرانی بود

خمیرمایه صد رنگ شادمانی بود

ز خشک مغزی پیری مرا یقین گردید

که در سیاهی مو آب زندگانی بود

فغان که جامه فانوس شمع هستی من

ز روزگار همین آستین فشانی بود

سخن گسسته عنان راه حرف خارستان

مدار زندگانی من به پاسبانی بود

تمتعی که ازین خاکدان رسید به من

سبک رکابتر از گرد کاروانی بود

فتاد از نظرم تا ز خون تهی شد دل

سبوی باده سبکروح از گرانی بود

به جرم هرزه درایی گداختند مرا

زبان شکوه من گرچه بی زبانی بود

من آن نیم که به نیرنگ دل دهم به کسی

بلای چشم کبود تو آسمانی بود

به بوسه ای نزدی مهر برلبم هرگز

همیشه لطف تو با دوستان زبانی بود

زپرده شعله دیدار کار خود می کرد

جواب موسی ما گرچه لن ترانی بود

ازان به تیغ زبان شد جهان ستان صائب

که مدح گستر عباس شاه ثانی بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۹۶۴اگر چه دیده به خواب از صدای آب رود
  2. غزل شمارهٔ ۳۹۶۵خوش آن که ز آتش تب شعله اثر برود
  3. غزل شمارهٔ ۳۹۶۶به گریه نقطه خال تو از نظر نرود
  4. غزل شمارهٔ ۳۹۶۷به چاره سوز محبت ز جان برون نرود
  5. غزل شمارهٔ ۳۹۶۸به تیغ از سر بی مغز آرزو نرود
  6. غزل شمارهٔ ۳۹۶۹مباد اهل عمل بیخود از شراب شود
  7. غزل شمارهٔ ۳۹۷۰ز اتحاد کجا عشق کامیاب شود
  8. غزل شمارهٔ ۳۹۷۱رخ تو در دل شبها اگر سفید شود
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.