پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۹۵۸

مرا که بستگی قفل از کلید بود

دگر چه دل نگرانی به ماه عید بود

نه دل نه بوسه نه دشنام می دهد لب او

بلاست دشمن جانی که ناپدید بود

جهان ز صبح شکر خنده توروشن شد

که دیده است شکر اینقدر سفید بود

اگر سپهر به بی حاصلان ندارد لطف

نبات بهر چه پهلو نشین بید بود

اگر دو عید بود خلق را به سال دراز

مرا ز نام تو هر ساعتی سه عید بود

نیفتد از نظر پاکدامنان هرگز

به رنگ آینه هرکس که پاک دیده بود

به یک تبسم دزدیده صید صائب کن

ز خوان لطف تو تا چند ناامید بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۹۶۰عرق به پاکی گوهر کجا چو باده بود
  2. غزل شمارهٔ ۳۹۶۱ز خانه مست برون آن نگار آمده بود
  3. غزل شمارهٔ ۳۹۶۲اگر چه روی من از درد زعفرانی بود
  4. غزل شمارهٔ ۳۹۶۳اسیر جبه ودستار چند خواهی بود
  5. غزل شمارهٔ ۳۹۶۴اگر چه دیده به خواب از صدای آب رود
  6. غزل شمارهٔ ۳۹۶۵خوش آن که ز آتش تب شعله اثر برود
  7. غزل شمارهٔ ۳۹۶۶به گریه نقطه خال تو از نظر نرود
  8. غزل شمارهٔ ۳۹۶۷به چاره سوز محبت ز جان برون نرود
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.