پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۹۵۳

به هر فسرده لب خشک وچشم تر ندهند

قبول داغ محبت به هر جگر ندهند

به گوشمال ستم سر ز حکم عشق مپیچ

که هیچ رشته بی تاب را گهر ندهند

فراغبالی در تنگنای چرخ مخواه

همان به است که در بیضه بال وپر ندهند

بریز بار تعلق که شاخه های درخت

نمی شوند سبکبار تا ثمر ندهند

ز روی تلخ مکافات زهر می بارد

چه نعمتی است که کام مرا شکر ندهند

ترم ز طعنه این زاهدان خشک ای کاش

چو صندلی نفرستند دردسرندهند

چنان چکیده بخلند این گرانجانان

که نیم قطره به ابرام نیشتر ندهند

ز دوش دار سرش تکیه گه نخواهد یافت

اگر دو دور به منصور بیشتر ندهند

چه شکوه می کنی از اشک تلخ خود صائب

ترا شرابی ازین خوشگوارتر ندهند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۹۵۵خطی که گرد رخ او ز مشک ناب بود
  2. غزل شمارهٔ ۳۹۵۶حقوق خدمت اگر در حساب خواهد بود
  3. غزل شمارهٔ ۳۹۵۷ترا اگر به نیاز احتیاج خواهد بود
  4. غزل شمارهٔ ۳۹۵۸مرا که بستگی قفل از کلید بود
  5. غزل شمارهٔ ۳۹۵۹فروغ ماه محال است پایدار بود
  6. غزل شمارهٔ ۳۹۶۰عرق به پاکی گوهر کجا چو باده بود
  7. غزل شمارهٔ ۳۹۶۱ز خانه مست برون آن نگار آمده بود
  8. غزل شمارهٔ ۳۹۶۲اگر چه روی من از درد زعفرانی بود
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.