فهرست اشعار
- غزل شمارهٔ ۶۶۱ ز هم نمی گسلد عیش جاودانه ما
- غزل شمارهٔ ۶۶۲ رسیده است به معراج اوج پستی ما
- غزل شمارهٔ ۶۶۳ شکست رنگ می از ترک میگساری ما
- غزل شمارهٔ ۶۶۴ رسید صبر به فریاد بینوایی ما
- غزل شمارهٔ ۶۶۵ هزار حیف که گل کرد بینوایی ما
- غزل شمارهٔ ۶۶۶ مرا ز نشأه می ساخت کامیاب هوا
- غزل شمارهٔ ۶۶۷ زهی به غمزه جانسوز برق مذهبها
- غزل شمارهٔ ۶۶۸ چنان که از نمک افزون شود جراحتها
- غزل شمارهٔ ۶۶۹ به دور کاکل و زلف تو سنبلستانها
- غزل شمارهٔ ۶۷۰ شکوفه شور فکنده است در گلستانها
- غزل شمارهٔ ۶۷۱ اگر چه خوش نبود سیر بوستان تنها
- غزل شمارهٔ ۶۷۲ غم حساب ندارم ز میْپرستیها
- غزل شمارهٔ ۶۷۳ به خرج رفت حیاتم ز هرزهکوشیها
- غزل شمارهٔ ۶۷۴ زهی نقاب جمالت برهنهروییها
- غزل شمارهٔ ۶۷۵ آن را که نیست وسعت مشرب درین سرا
- غزل شمارهٔ ۶۷۶ آسان چسان شود ز وطن دیده ور جدا؟
- غزل شمارهٔ ۶۷۷ بلبل نمی شود به قفس از چمن جدا
- غزل شمارهٔ ۶۷۸ چشمی که شد ز دیدن حسن آفرین جدا
- غزل شمارهٔ ۶۷۹ می می کند خیال تنک ظرف آب را
- غزل شمارهٔ ۶۸۰ روی تو غنچه ساخت گل آفتاب را
- غزل شمارهٔ ۶۸۱ هر کس نکرده در گرو می کتاب را
- غزل شمارهٔ ۶۸۲ می سوزد آرزو دل پراضطراب را
- غزل شمارهٔ ۶۸۳ در ششدرست مهره اسیر جهات را
- غزل شمارهٔ ۶۸۴ دلکوب نیست حادثه دنیاپرست را
- غزل شمارهٔ ۶۸۵ از دل بپرس نیک و بد هر سرشت را
- غزل شمارهٔ ۶۸۶ فصل بهار کرد مصور بهشت را
- غزل شمارهٔ ۶۸۷ می فارغ از جهان مکرر کند ترا
- غزل شمارهٔ ۶۸۸ سرگشته چند فکر پریشان کند ترا؟
- غزل شمارهٔ ۶۸۹ بی آب ساخت خط، لب جان پرور ترا
- غزل شمارهٔ ۶۹۰ هم ناله رباب نباشد کسی چرا؟
- غزل شمارهٔ ۶۹۱ در جوش گل شراب ننوشد کسی چرا؟
- غزل شمارهٔ ۶۹۲ ترجیح می دهد به پدر اوستاد را
- غزل شمارهٔ ۶۹۳ قید عیال، پست کند رای مرد را
- غزل شمارهٔ ۶۹۴ بادام تلخ نیست سزاوار قند را
- غزل شمارهٔ ۶۹۵ خط تلخ ساخت آن دهن همچو قند را
- غزل شمارهٔ ۶۹۶ عشق است غمگسار دل دردمند را
- غزل شمارهٔ ۶۹۷ افسردگی است چاره دل دردمند را
- غزل شمارهٔ ۶۹۸ وادید کرده است به من تلخ، دید را
- غزل شمارهٔ ۶۹۹ یک بار بی خبر به شبستان من درآ
- غزل شمارهٔ ۷۰۰ روی تو سوخته است دل لاله زار را
- غزل شمارهٔ ۷۰۱ دیوانه کرد سبزه خطت بهار را
- غزل شمارهٔ ۷۰۲ دریاب صبح فیض نسیم بهار را
- غزل شمارهٔ ۷۰۳ در آتش است نعل، نسیم بهار را
- غزل شمارهٔ ۷۰۴ از شرم، حرص دلبری افزود ناز را
- غزل شمارهٔ ۷۰۵ مستی ز خط زیاده شد آن دلنواز را
- غزل شمارهٔ ۷۰۶ دانسته ام غرور خریدار خویش را
- غزل شمارهٔ ۷۰۷ از کینه پاک کن دل افگار خویش را
- غزل شمارهٔ ۷۰۸ کوتاه ساز رشته آمال خویش را
- غزل شمارهٔ ۷۰۹ پوشیده گر به زلف کنی روی خویش را
- غزل شمارهٔ ۷۱۰ حاجت به خون گرم جگر نیست داغ را
- غزل شمارهٔ ۷۱۱ پیوسته دل سیاه بود خلق تنگ را
- غزل شمارهٔ ۷۱۲ تیغ زبان لاف نباشد کمال را
- غزل شمارهٔ ۷۱۳ هست از زوال نعل در آتش کمال را
- غزل شمارهٔ ۷۱۴ نتوان به خواب کرد مسخر خیال را
- غزل شمارهٔ ۷۱۵ در کوی عشق ره نبود جبرئیل را
- غزل شمارهٔ ۷۱۶ عارف متابعت نکند قال و قیل را
- غزل شمارهٔ ۷۱۷ در گردش آورید می لعل فام را
- غزل شمارهٔ ۷۱۸ پیچیده است دست تو دست کلیم را
- غزل شمارهٔ ۷۱۹ شد استخوان ز دورِ فلک توتیا مرا
- غزل شمارهٔ ۷۲۰ غمگین نیم که خلق شمارند بد مرا
متن اشعار به نقل از گنجور.