پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۹۱

در جوش گل شراب ننوشد کسی چرا؟

با رحمت خدای نجوشد کسی چرا؟

تا ابر نوبهار پریشان نگشته است

چون رعد هر نفس نخروشد کسی چرا؟

در موسم بهار، می لاله رنگ را

چون لاله کاسه کاسه ننوشد کسی چرا؟

گرم است تا ز آتش گل سینه بهار

از سنگ همچو چشمه نجوشد کسی چرا؟

چون دامن وصال به کوشش گرفته اند

چندان که ممکن است نکوشد کسی چرا؟

این شیشه ها چو ابر تنک بی طراوتند

در پای خم شراب ننوشد کسی چرا؟

دریا ز موج دست ستم چون برآورد

پیراهن حباب نپوشد کسی چرا؟

چون خوردنی است کاسه زهری که قسمت است

با جبهه گشاده ننوشد کسی چرا؟

یاقوت یافت در جگر سنگ آب و رنگ

دیگر برای رزق بکوشد کسی چرا؟

غافل مشو ز حق به امید قبول خلق

یوسف به سیم قلب فروشد کسی چرا؟

صائب به شکر سینه گرمی که داده اند

چون گل به خار، گرم نجوشد کسی چرا؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۹۳قید عیال، پست کند رای مرد را
  2. غزل شمارهٔ ۶۹۴بادام تلخ نیست سزاوار قند را
  3. غزل شمارهٔ ۶۹۵خط تلخ ساخت آن دهن همچو قند را
  4. غزل شمارهٔ ۶۹۶عشق است غمگسار دل دردمند را
  5. غزل شمارهٔ ۶۹۷افسردگی است چاره دل دردمند را
  6. غزل شمارهٔ ۶۹۸وادید کرده است به من تلخ، دید را
  7. غزل شمارهٔ ۶۹۹یک بار بی خبر به شبستان من درآ
  8. غزل شمارهٔ ۷۰۰روی تو سوخته است دل لاله زار را
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.