پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۹۸

وادید کرده است به من تلخ، دید را

در رجعت است عادت اعداد، عید را

بر گوش و لب ستم نتوان کرد بیش ازین

مسدود می کنم ره گفت و شنید را

صبح وصال می شمرد قدردان عشق

در راه انتظار تو، چشم سفید را

گلگونه شفق رخ خورشید را بس است

حاجت به شمع نیست مزار شهید را

دست تهی بود سپر سنگ حادثات

دارد بپای، بی ثمری سرو و بید را

در کار سخت جوهر مردان عیان شود

بی قفل، فتح باب نباشد کلید را

خواهی که نشأه تو دوبالا شود ز می

صائب به روی جام ببین ماه عید را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۰۰روی تو سوخته است دل لاله زار را
  2. غزل شمارهٔ ۷۰۱دیوانه کرد سبزه خطت بهار را
  3. غزل شمارهٔ ۷۰۲دریاب صبح فیض نسیم بهار را
  4. غزل شمارهٔ ۷۰۳در آتش است نعل، نسیم بهار را
  5. غزل شمارهٔ ۷۰۴از شرم، حرص دلبری افزود ناز را
  6. غزل شمارهٔ ۷۰۵مستی ز خط زیاده شد آن دلنواز را
  7. غزل شمارهٔ ۷۰۶دانسته ام غرور خریدار خویش را
  8. غزل شمارهٔ ۷۰۷از کینه پاک کن دل افگار خویش را
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.