پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۰۵

مستی ز خط زیاده شد آن دلنواز را

خط صبح نوبهار بود خواب ناز را

دیگر عنان دل نتواند نگاه داشت

در جلوه هر که بنگرد آن سرو ناز را

با قهرمان عشق چه سازد غرور عقل؟

از کبک مست نیست حذر شاهباز را

عشاق را ز فقر مترسان که سادگی است

نقش مراد، آینه پاکباز را

برهند اگر چه دولت محمود دست یافت

گردن نهاد حلقه زلف ایاز را

از کار می روند به یکبار عاشقان

موسم یکی است قافله های حجاز را

در آتشند سوختگان، تا بریده اند

بر قد شمع جامه سوز و گداز را

ترسم که شیوه های هوس آفرین تو

سازد نیازمند دل بی نیاز را

سر کن حدیث زلف که مقراض کوتهی است

این خوش فسانه ها ره دور و دراز را

لب می خورد ز پاس زبان خون خود مدام

ز اصلاح شمع، دل به دو نیم است گاز را

ماری است مار شید که در کیسه خوشترست

در خانه واگذار نماز دراز را

شرم و حیاست لازم آغاز دلبری

کم کم کنند باز، نظر شاهباز را

صائب گرفت رنگ حقیقت مجاز من

تا یافتم حقیقت عشق مجاز را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۰۷از کینه پاک کن دل افگار خویش را
  2. غزل شمارهٔ ۷۰۸کوتاه ساز رشته آمال خویش را
  3. غزل شمارهٔ ۷۰۹پوشیده گر به زلف کنی روی خویش را
  4. غزل شمارهٔ ۷۱۰حاجت به خون گرم جگر نیست داغ را
  5. غزل شمارهٔ ۷۱۱پیوسته دل سیاه بود خلق تنگ را
  6. غزل شمارهٔ ۷۱۲تیغ زبان لاف نباشد کمال را
  7. غزل شمارهٔ ۷۱۳هست از زوال نعل در آتش کمال را
  8. غزل شمارهٔ ۷۱۴نتوان به خواب کرد مسخر خیال را
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.