پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۱۳

هست از زوال نعل در آتش کمال را

شد بوته گداز، تمامی هلال را

از چشم زخم، مهد امان است لاغری

داغ کلف به چهره نباشد هلال را

از عذر لب ببند که در شستن گناه

دست دگر بود عرق انفعال را

چون توتیا به دیده خود جای می دهند

دلهای دردمند، غبار ملال را

غیر از سرین یار در آغوش زین زر

یکجا که دیده ماه تمام و هلال را؟

از دست چپ چو راست گشایش طمع مدار

فیض نسیم صبح نباشد شمال را

خون خوردن است روزی اهل سخن ز فکر

از بوی مشک نیست تمتع غزال را

با بیکسان حمایت حق بیشتر بود

سیمرغ پرورد به ته بال، زال را

هر کس که زخمی از نظر شور گشته است

از گوشوار به شمرد گوشمال را

شد حسن خط یکی صد ازان خال عنبرین

مسعود کرد اختر سعد این وبال را

دل آب کن، وگرنه درین شیشه خانه نیست

آیینه ای که درک کند بی مثال را

صائب ز رزق بستگیی در حجاب نیست

مگشای پیش خلق دهان سؤال را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۱۵در کوی عشق ره نبود جبرئیل را
  2. غزل شمارهٔ ۷۱۶عارف متابعت نکند قال و قیل را
  3. غزل شمارهٔ ۷۱۷در گردش آورید می لعل فام را
  4. غزل شمارهٔ ۷۱۸پیچیده است دست تو دست کلیم را
  5. غزل شمارهٔ ۷۱۹شد استخوان ز دورِ فلک توتیا مرا
  6. غزل شمارهٔ ۷۲۰غمگین نیم که خلق شمارند بد مرا
  7. غزل شمارهٔ ۷۲۱می در پیاله خون جگر می شود مرا
  8. غزل شمارهٔ ۷۲۲سودا به کوه و دشت صلا می‌دهد مرا
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.