پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۲۱

می در پیاله خون جگر می شود مرا

باد مراد، موج خطر می شود مرا

گر از در گشاده دل خلق وا شود

دل بسته از گشادن در می شود مرا

ریزند خار اگر به ره من، چو گردباد

در قطع راه، بال دگر می شود مرا

چون گل درین حدیقه که جای قرار نیست

برگ نشاط، برگ سفر می شود مرا

بر من چو کبک نیست گران، سختی جهان

شادی فزون ز کوه و کمر می شود مرا

گر روزها چو شمع خموشم عجب مدان

خرج نفس به آه سحر می شود مرا

وصل گهر، صدف ز جبین گشاده یافت

در زخم، آب تیغ گهر می شود مرا

آیینه می برد کجی از نقش های کج

عیب کسان به دیده هنر می شود مرا

کرده است بی نیاز مرا درد احتیاج

کز عکس چهره خاک چو زر می شود مرا

گر بی حجاب یار درآید به خانه ام

چشم از حجاب، حلقه در می شود مرا

گر تیغ آبدار شود خار این چمن

چون گل رخ گشاده سپر می شود مرا

از بیم چشم بد، دهنی تلخ می کن

رغبت چو مور اگر به شکر می شود مرا

صائب فکند اگر چه هنر نان من به خون

رغبت همان به کسب هنر می شود مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۲۳از آفتاب عشق نگردید رنگ من
  2. غزل شمارهٔ ۷۲۴ابروی او نرفت ز مد نظر مرا
  3. غزل شمارهٔ ۷۲۵پیچیده درد هجر تو بر یکدگر مرا
  4. غزل شمارهٔ ۷۲۶از گرد خط، فزود محبت به دل مرا
  5. غزل شمارهٔ ۷۲۷از بس گرفت تنگی دل در میان مرا
  6. غزل شمارهٔ ۷۲۸از بس گرفت تنگی دل در میان مرا
  7. غزل شمارهٔ ۷۲۹افسرده دل اگر چه ز واسوختن مرا
  8. غزل شمارهٔ ۷۳۰گر قابل ملال نیم، شاد کن مرا
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.