پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۳۰

گر قابل ملال نیم، شاد کن مرا

ویران اگر نمی کنی، آباد کن مرا

ز افتادگی مباد شوم بار خاطرت

تا هست پای رفتنی آزاد کن مرا

خواری کشیدگان به عزیزی رسند زود

زان پیشتر که یاد کنی یاد کن مرا

گر داد من نمی دهی ای پادشاه حسن

یکباره پایمال ز بیداد کن مرا

حیف است اگر چه کذب رود بر زبان تو

از وعده دروغ، دلی شاد کن مرا

پیوسته است سلسله خاکیان به هم

بر هر زمین که سایه کنی، یاد کن مرا

شاید به گرد قافله بیخودان رسم

ای پیر دیر، همتی امداد کن مرا

پر کن ز باده تا خط بغداد جام من

فرمانروای خطه بغداد کن مرا

درمانده ام به دست دل همچو سنگ خود

سرپنجه تصرف فرهاد کن مرا

گشته است خون مرده جهان ز آرمیدگی

دیوانه قلمرو ایجاد کن مرا

بی حاصلی ز سنگ ملامت بود حصار

چون سرو و بید ز ثمر آزاد کن مرا

دارد به فکر صائب من گوش، عالمی

یک ره تو نیز گوش به فریاد کن مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۳۲سرگشته ساخت خالِ دلارای او مرا
  2. غزل شمارهٔ ۷۳۳از باده چون کند عرق آلود ماه را
  3. غزل شمارهٔ ۷۳۴رویت ز هاله حلقه کند نام ماه را
  4. غزل شمارهٔ ۷۳۵طاعت کند سرشک ندامت گناه را
  5. غزل شمارهٔ ۷۳۶رفتم ز راه دل خس و خار گناه را
  6. غزل شمارهٔ ۷۳۷مشمر ز عمر خود نفس ناشمرده را
  7. غزل شمارهٔ ۷۳۸با زلف کار نیست رخ یار دیده را
  8. غزل شمارهٔ ۷۳۹طاقت کجاست روی عرقناک دیده را؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.