پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۳۹

طاقت کجاست روی عرقناک دیده را؟

آرام نیست کشتی طوفان رسیده را

شبنم ز باغبان نکشد منت وصال

معشوق در کنار بود پاک دیده را

با هیچ بد گهر نشود چرخ سینه صاف

خون است شیر، کودک پستان گزیده را

از بس شنیده ام سخن ناشنیدنی

گویم شنیده ام سخن ناشنیده را

بی شور عشق چاشنیی با حیات نیست

تلخ است زندگی ثمر نارسیده را

یاد بهشت، حلقه بیرون در بود

در تنگنای گوشه دل آرمیده را

چون سگ گزیده ای که نیارد در آب دید

آیینه می گزد من آدم گزیده را

در پرده ماند شور من از سردی سپهر

آب است شیشه جوش می نارسیده را

خونی که می خورند به از شیر مادرست

مردان از محبت دنیا بریده را

شوخی که دارد از دل سنگین به کوه پشت

می دید کاش صائب در خون تپیده را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۴۱گیرم چگونه زان بت طناز بوسه را؟
  2. غزل شمارهٔ ۷۴۲دل خود به خود شکسته شود عشق پیشه را
  3. غزل شمارهٔ ۷۴۳دایم ز نازکی است دل افگار شیشه را
  4. غزل شمارهٔ ۷۴۴مگذار بر زمین دل شبها پیاله را
  5. غزل شمارهٔ ۷۴۵دادم ز شور عشق به سیلاب خانه را
  6. غزل شمارهٔ ۷۴۶از خصم کجروست چه غم راست خانه را؟
  7. غزل شمارهٔ ۷۴۷افتادگی برآورد از خاک دانه را
  8. غزل شمارهٔ ۷۴۸پروای مرگ نیست گدای برهنه را
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.