پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۴۰

خال لب تو راهنمایی است بوسه را

این عقده، طرفه عقده گشایی است بوسه را

در جلوه گاه سرو قیامت خرام تو

هر نقش پا، بهشت جدایی است بوسه را

امید بوسه ام به لب از خط زیاده شد

آن خط سبز، مهر گیایی است بوسه را

سیماب را ز آینه لغزش بود نصیب

رخسار صیقلی چه بلایی است بوسه را!

پرهیز مشکل است ز رخسار نیمرنگ

رنگ شکسته کاهربایی است بوسه را

تا چون بود لبت، که سخن های سخت تو

رطل گران هوش ربایی است بوسه را

هر چند از دهان تو حرفی است در میان

نقل و شراب روح فزایی است بوسه را

در عهد پاکدامنی او، دل خودست

گر زان دهان تنگ، غذایی است بوسه را

من بسته ام لب طمع، اما عذار دوست

آیینه ضمیرنمایی است بوسه را

هر گوشه ای که هست در اقلیم حسن تو

کنج دهان بوسه ربایی است بوسه را

صائب نهفته زیر لب تازه خط او

آب حیات روح فزایی است بوسه را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۴۲دل خود به خود شکسته شود عشق پیشه را
  2. غزل شمارهٔ ۷۴۳دایم ز نازکی است دل افگار شیشه را
  3. غزل شمارهٔ ۷۴۴مگذار بر زمین دل شبها پیاله را
  4. غزل شمارهٔ ۷۴۵دادم ز شور عشق به سیلاب خانه را
  5. غزل شمارهٔ ۷۴۶از خصم کجروست چه غم راست خانه را؟
  6. غزل شمارهٔ ۷۴۷افتادگی برآورد از خاک دانه را
  7. غزل شمارهٔ ۷۴۸پروای مرگ نیست گدای برهنه را
  8. غزل شمارهٔ ۷۴۹روشن ز داغ های نهان ساز سینه را
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.