پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۴۹

روشن ز داغ های نهان ساز سینه را

از پشت، رو شناس کن این آبگینه را

یک دم بود گرفتگی ماه و آفتاب

روشن گهر به دل ندهد جای کینه را

دارد ترا همیشه معذب فشار قبر

از گرد کینه تا نکنی پاک سینه را

بی آه سرد دل به مقامی نمی رسد

موج خطر بود پر و بال این سفینه را

با جسم، روحی من چو مسیحا کند عروج

شهباز من به جا نگذارد نشینه را

دل می کنم به خط خوش ازان زلف مشکبار

ته جرعه ای بس است خمار شبینه را

از حرف وصوت خرده جان می رود به باد

از باد دست حفظ نما این خزینه را

در سینه بود مهر رخش تا خطش دمید

آخر به خط یار رساندم سفینه را

صائب به آرزوی دل خود نمی رسی

تا پاک از آرزو نکنی لوح سینه را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۵۱چون پای خم به دست فتادت کمر گشا
  2. غزل شمارهٔ ۷۵۲شد بی صفا ز خاک سیه کاسه آب ما
  3. غزل شمارهٔ ۷۵۳چون شعله سر مکش ز دل سینه تاب ما
  4. غزل شمارهٔ ۷۵۴آماده است از دل پر خون شراب ما
  5. غزل شمارهٔ ۷۵۵از نان و آب نیست بقا و ثبات ما
  6. غزل شمارهٔ ۷۵۶در داغ غوطه خورد دل غم سرشت ما
  7. غزل شمارهٔ ۷۵۷ای جبهه تو آینه سرنوشت ما
  8. غزل شمارهٔ ۷۵۸بیگانگی شده است ز عالم مراد ما
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.