پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۵۷

ای جبهه تو آینه سرنوشت ما

روشن چو آفتاب به تو خوب و زشت ما

در پله نشیب به قارون برابرست

میزان ز بس گرانی اعمال زشت ما

ما را به شکوه تنگی عالم نیاورد

خلق گشاده است فضای بهشت ما

از آب خضر دانه ما سبز گشته است

دست آزمای برق فنا نیست کشت ما

با آب شور کعبه نگردیم هم نمک

تا یک دم آب تلخ بود در کنشت ما

چون آفتاب اگر سر ما بگذرد ز چرخ

افتادگی برون نرود از سرشت ما

ای ابر رحمت این همه استادگی چرا؟

وقت است برق ریشه دواند به کشت ما

نور و صفا در آب و گل ما سرشته اند

بر روی آفتاب کشد تیغ، خشت ما

صائب کشید شعله ز دل داغ تازه ای

گل کرد شمع لاله ز دامان کشت ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۵۹یاقوت کهربا شود از آه سرد ما
  2. غزل شمارهٔ ۷۶۰چون نی ز ناله نیست تهی بندبند ما
  3. غزل شمارهٔ ۷۶۱دود از نهاد خلق برآرد گزند ما
  4. غزل شمارهٔ ۷۶۲داغ است لاله زار دل دردمند ما
  5. غزل شمارهٔ ۷۶۳عالم ختن شد از قلم مشکسود ما
  6. غزل شمارهٔ ۷۶۴دایم شکفته است دل داغدار ما
  7. غزل شمارهٔ ۷۶۵منگر به چشم کم به دل داغدار ما
  8. غزل شمارهٔ ۷۶۶آمیخته است مستی ما با خمار ما
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.