پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۶۴

دایم شکفته است دل داغدار ما

موقوف وقت نیست چو عنبر بهار ما

فارغ ز کعبه ایم و ز بتخانه بی نیاز

خاک مراد ماست دل خاکسار ما

آتش به پرده سوزی اسرار عشق نیست

رحم است بر دلی که شود رازدار ما

صد پیرهن ز دامن صبح است پاکتر

دامان گل ز شبنم شب زنده دار ما

خوش داشتیم وقت حریفان بزم را

چون می، گذشت اگر چه به تلخی مدار ما

شد پاره ای ز تن، دل ما از فسردگی

خامی به رنگ برگ برآورد بار ما

در روزگار ما دل بی درد و داغ نیست

در سنگ همچو سوخته گیرد شرار ما

از صدق، هر دو دست به دامان شب زدیم

تا همچو صبح، تنگ شکر شد کنار ما

گوهر حریف گرد یتیمی نمی شود

نتوان فشاند دامن ناز از غبار ما

صائب چو خضر روی خزان فنا ندید

شد سبز هر که از سخن آبدار ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۶۶آمیخته است مستی ما با خمار ما
  2. غزل شمارهٔ ۷۶۷با اختیار حق چه بود اختیار ما؟
  3. غزل شمارهٔ ۷۶۸دوری ز خلق، باغ و بهارست پیش ما
  4. غزل شمارهٔ ۷۶۹برق جلال، عین جمال است پیش ما
  5. غزل شمارهٔ ۷۷۰آشفتگی ز عقل پذیرد دماغ ما
  6. غزل شمارهٔ ۷۷۱در سیر و دور می گذرد ماه و سال ما
  7. غزل شمارهٔ ۷۷۲دست فلک کبود شد از گوشمال ما
  8. غزل شمارهٔ ۷۷۳هرگز تهی ز خون جگر نیست جام ما
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.