پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۷۰

آشفتگی ز عقل پذیرد دماغ ما

فانوس گردباد شود بر چراغ ما

چون خون مرده در گل سرخش نشاط نیست

گویا که ریخت ماتمیی رنگ باغ ما

ماییم و داغی از جگر گل فگارتر

ناخن مبادش آن که بکاود به داغ ما

ای بخت ما به ظلمت شبهای غم خوشیم

روغن مکش ز ریگ برای چراغ ما

انجام خود در آینه شیشه دیده است

پیوند تاک می برد انگور باغ ما

با آن که از شکسته دلی پر نمی زند

بر گرد سرو شیشه تذروست زاغ ما

صائب ز جویبار حیا آب خورده ایم

خورشید چشم بسته درآید به باغ ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۷۲دست فلک کبود شد از گوشمال ما
  2. غزل شمارهٔ ۷۷۳هرگز تهی ز خون جگر نیست جام ما
  3. غزل شمارهٔ ۷۷۴دل از خدا به صنع خدا بسته ایم ما
  4. غزل شمارهٔ ۷۷۵دل از قضا به دست رضا داده‌ایم ما
  5. غزل شمارهٔ ۷۷۶خون در دل هوا و هوس کرده ایم ما
  6. غزل شمارهٔ ۷۷۷از جنبش نسیم کرم زنده ایم ما
  7. غزل شمارهٔ ۷۷۸عمری است حلقه در میخانه ایم ما
  8. غزل شمارهٔ ۷۷۹خجلت ز عشق پاک گهر می بریم ما
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.