پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۷۸

عمری است حلقه در میخانه ایم ما

در حلقه تصرف پیمانه ایم ما

مقصود ما ز خوردن می نیست بی غمی

از تشنگان گریه مستانه ایم ما

در چشم ناقصان جهان گرچه نارسیم

چون باده، جوش سینه میخانه ایم ما

عشاق را به تیغ زبان گرم می کنیم

چون شمع، تازیانه پروانه ایم ما

گر از ستاره سوختگان عمارتیم

چون جغد، خال گوشه ویرانه ایم ما

عمری است رفته ایم ازین خاکدان برون

بی درد را خیال که در خانه ایم ما

چون خواب اگرچه رخت اقامت فکنده‌ایم

تا چشم می زنی به هم، افسانه ایم ما

از نورسیدگان خرابات نیستیم

چون خشت، پا شکسته میخانه ایم ما

جز جستجوی رزق نداریم هیچ کار

چون آسیا به گرد، پی دانه ایم ما

در مشورت اگرچه گشاد جهان ز ماست

سرگشته تر ز سبحه صد دانه ایم ما

از ما زبان خامه تکلیف کوته است

این شکر چون کنیم که دیوانه ایم ما؟

مهربتان در آب و گل ما سرشته اند

صائب خمیر مایه بتخانه ایم ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۸۰دل را ز قید جسم رها می کنیم ما
  2. غزل شمارهٔ ۷۸۱دایم ز خود سفر چو شرر می‌کنیم ما
  3. غزل شمارهٔ ۷۸۲از گریه خاک دام چمن می کنیم ما
  4. غزل شمارهٔ ۷۸۳تا چند نقشبند تمنا شویم ما
  5. غزل شمارهٔ ۷۸۴رنگین تر از حناست بهار و خزان ما
  6. غزل شمارهٔ ۷۸۵لرزید بس که دل به تن ناتوان ما
  7. غزل شمارهٔ ۷۸۶روشن چسان شود به تو سوز نهان ما؟
  8. غزل شمارهٔ ۷۸۷بر رو چو برگ گل ندویده است خون ما
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.