پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۷۹

خجلت ز عشق پاک گهر می بریم ما

از آفتاب دامن تر می بریم ما

یک طفل شوخ نیست درین کشور خراب

دیوانگی به جای دگر می بریم ما

تا کی خمار سنگ ملامت توان کشید؟

زین شهر رخت خویش بدر می بریم ما

فیضی که خضر یافت ز سرچشمه حیات

دلهای شب ز دیده تر می بریم ما

حیرت مباد پرده بینایی کسی!

در وصل، انتظار خبر می بریم ما

با مشربی ز ملک سلیمان وسیع تر

در چشم تنگ مور بسر می بریم ما

آسودگی مقدمه خواب غفلت است

کشتی به موج خیز خطر می بریم ما

هر کس به ما کند ستمی، همچو عاجزان

دیوان خود به آه سحر می بریم ما

صائب ز بس تردد خاطر، که نیست باد!

در خانه ایم و رنج سفر می بریم ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۸۱دایم ز خود سفر چو شرر می‌کنیم ما
  2. غزل شمارهٔ ۷۸۲از گریه خاک دام چمن می کنیم ما
  3. غزل شمارهٔ ۷۸۳تا چند نقشبند تمنا شویم ما
  4. غزل شمارهٔ ۷۸۴رنگین تر از حناست بهار و خزان ما
  5. غزل شمارهٔ ۷۸۵لرزید بس که دل به تن ناتوان ما
  6. غزل شمارهٔ ۷۸۶روشن چسان شود به تو سوز نهان ما؟
  7. غزل شمارهٔ ۷۸۷بر رو چو برگ گل ندویده است خون ما
  8. غزل شمارهٔ ۷۸۸از بس سترد گرد ملال از جبین ما
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.