پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۸۷

بر رو چو برگ گل ندویده است خون ما

چون داغ لاله عشق مکیده است خون ما

ای تیغ لب مدزد که از شوق بوسه ات

چندین حجاب پوست دریده است خون ما

مشکل که سر ز خاک خجالت برآورد

خنجر به روی تیغ کشیده است خون ما

از خارزار نیشتر اندیشه کی کند؟

در شاهراه تیغ دویده است خون ما

چون شمع صبحگاهی و چون لاله سحر

هرگز به قیمتی نرسیده است خون ما

چون روز در قلمرو مژگان برآورد؟

از تیغ او امید بریده است خون ما

صائب هزار لاله سیراب سر زده است

بر هر گل زمین که چکیده است خون ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۸۹رحمت گرفته روی ز گرد گناه ما
  2. غزل شمارهٔ ۷۹۰صبح جهان بود نفس غم زدای ما
  3. غزل شمارهٔ ۷۹۱رزق ملایک است نوای رسای ما
  4. غزل شمارهٔ ۷۹۲آمد خزان و تر نشد از می گلوی ما
  5. غزل شمارهٔ ۷۹۳دستی که شد به گردش پیمانه آشنا
  6. غزل شمارهٔ ۷۹۴ای حسن پرده‌سوز تو برق نقاب‌ها
  7. غزل شمارهٔ ۷۹۵وقت است جوش باده زند لاله زارها
  8. غزل شمارهٔ ۷۹۶ای روشن از فروغ تو چشم چراغ‌ها
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.