پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۸۹

رحمت گرفته روی ز گرد گناه ما

آیینه تیره روز ز روی سیاه ما

هر قطره ای که در صدف ابر رحمت است

چون مهره گل است ز گرد گناه ما

بر جسم آنقدر که فزودیم همچو شمع

شد مایه زیادتی اشک و آه ما

ما چون حباب، تشنه محویم ازین محیط

سهل است موج اگر برباید کلاه ما

ما در رکاب جذبه توفیق می رویم

رطل گران چگونه شود سنگ راه ما؟

چون بحر در کشاکش موج است مضطرب

روی زمین ز ریگ روان گناه ما

ما را غلط به لشکر اصحاب فیل کرد

از دور دید کعبه چو کوه گناه ما!

داریم چشم آن که شود روز بازخواست

سر پیش پا فکندن ما، عذر خواه ما

صائب که را گمان که سیه مست غفلتی

در شاهراه توبه شود خضر راه ما؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۹۱رزق ملایک است نوای رسای ما
  2. غزل شمارهٔ ۷۹۲آمد خزان و تر نشد از می گلوی ما
  3. غزل شمارهٔ ۷۹۳دستی که شد به گردش پیمانه آشنا
  4. غزل شمارهٔ ۷۹۴ای حسن پرده‌سوز تو برق نقاب‌ها
  5. غزل شمارهٔ ۷۹۵وقت است جوش باده زند لاله زارها
  6. غزل شمارهٔ ۷۹۶ای روشن از فروغ تو چشم چراغ‌ها
  7. غزل شمارهٔ ۷۹۷نتوان به بی‌مثال رسید از مثال‌ها
  8. غزل شمارهٔ ۷۹۸در آتشم ز دیده شوخ ستاره‌ها
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.