پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۹۷

نتوان به بی‌مثال رسید از مثال‌ها

از ره مرو به موج سراب خیال‌ها

بانگ جرس ز خوبی یوسف چه آگه است؟

در کنه ذات حق نرسد قیل و قال‌ها

زرین چو برگ‌های خزان دیده گشته‌اند

از باد دستی تو، زبان سؤال‌ها

ما چون قلم تمام زبان شکایتیم

در خلوتی که قال شمارند حال‌ها

از اشتیاق دام تو مرغان دوربین

در بیضه می‌دهند سرانجام بال‌ها

در روزگار چشم تو جام تهی نماند

یکسر شدند ماه تمام این هلال‌ها

داغی که بود بر دل مجنون دورگرد

شد تازه از سیاهی چشم غزال‌ها

ده در شود گشاده، شود بسته چون دری

دارند ده زبان ز ده انگشت، لال‌ها

در عهد پاکدامنی او نمی‌رود

دل‌های بدگمان به ره احتمال‌ها

صائب ز خواب‌های پریشان خلاص شد

هرکس که ساده کرد دل از خط و خال‌ها

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۹۹وقت است سربرآورد از خاک، لاله ها
  2. غزل شمارهٔ ۸۰۰از دست و تیغ عشق فگارند لاله‌ها
  3. غزل شمارهٔ ۸۰۱گر صافدلی هست شراب است در اینجا
  4. غزل شمارهٔ ۸۰۲در زلف مده راه دگر باد صبا را
  5. غزل شمارهٔ ۸۰۳از خویش برآورد تمنای تو ما را
  6. غزل شمارهٔ ۸۰۴اندیشه ز طوفان نبود دیده تر را
  7. غزل شمارهٔ ۸۰۵از بدگهری می شکند گوهر رز را
  8. غزل شمارهٔ ۸۰۶از زخم زبان نیست گزیر اهل رقم را
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.