پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۰۵

از بدگهری می شکند گوهر رز را

در دل چه گره هاست ز زاهد بر رز را

حاشا که گذارد کرم ساقی کوثر

در گلشن فردوس ملامتگر رز را

یک دانه انگور به زاهد مچشانید

حیف است فکندن به وبال اختر رز را

ای شیشه می چند دهن بسته نشینی؟

با جام بکن عقد روان دختر رز را

صائب اگر از نشأه می چشم دهی آب

از آب گهر سبز نمایی سر رز را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۰۷تا سوخت به داغ تو محبت جگرم را
  2. غزل شمارهٔ ۸۰۸از خلق خبر نیست ز خود بی خبران را
  3. غزل شمارهٔ ۸۰۹استاد چه حاجت بود آن سرو روان را؟
  4. غزل شمارهٔ ۸۱۰گمراه کند غفلت من راهبران را
  5. غزل شمارهٔ ۸۱۱ما نبض شناس رگ جانیم جهان را
  6. غزل شمارهٔ ۸۱۲دلگیر کند غنچه من صبح وطن را
  7. غزل شمارهٔ ۸۱۳تسکین ندهد خوردن می سوز درون را
  8. غزل شمارهٔ ۸۱۴نه کفر شناسد دل حیران و نه دین را
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.