پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۰۳

از خویش برآورد تمنای تو ما را

سر داد به فردوس تماشای تو ما را

خوشتر ز تماشای خیابان بهشت است

هر جلوه ای از قامت رعنای تو ما را

چون سایه که سر در قدم سرو گذارد

محوست سراپا به سراپای تو ما را

ما را نتوان از تو جدا کرد، که دادند

دلبستگی خاص به هر جای تو ما را

چون صبح برانگیخت به یک خنده پنهان

از خواب عدم، لعل شکرخای تو ما را

امروز ز رخساره خود پرده برانداز

تا نقد شود جنت فردای تو ما را

این ماحضری بود که در دیدن اول

کرد از دو جهان سیر، تماشای تو ما را

حاشا که ز آیینه دل پاک نسازد

گرد دو جهان، دامن صحرای تو ما را

گو سیل فنا گرد برآرد ز دو عالم

کافی است سیه خانه سودای تو ما را

صائب به نوا کوش، کز این نغمه طرازان

کافی است همین صوت دلارای تو ما را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۰۵از بدگهری می شکند گوهر رز را
  2. غزل شمارهٔ ۸۰۶از زخم زبان نیست گزیر اهل رقم را
  3. غزل شمارهٔ ۸۰۷تا سوخت به داغ تو محبت جگرم را
  4. غزل شمارهٔ ۸۰۸از خلق خبر نیست ز خود بی خبران را
  5. غزل شمارهٔ ۸۰۹استاد چه حاجت بود آن سرو روان را؟
  6. غزل شمارهٔ ۸۱۰گمراه کند غفلت من راهبران را
  7. غزل شمارهٔ ۸۱۱ما نبض شناس رگ جانیم جهان را
  8. غزل شمارهٔ ۸۱۲دلگیر کند غنچه من صبح وطن را
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.