پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۷۲

دست فلک کبود شد از گوشمال ما

شوخی ز سر نهشت دل خردسال ما

چندین هزار جامه بدل کرد روزگار

غفلت نگر که رنگ نگرداند حال ما

با آن که آفتاب قیامت بلند شد

بیرون نداد نم، عرق انفعال ما

چون آفتاب سرکشی ما زیاده شد

چندان که بیش داد فلک خاکمال ما

عمر آنچنان گذشت که رو باز پس نکرد

دنبال خود ندید ز وحشت غزال ما

افکند روزگار به یکبار صد کمند

از شش جهت به گردن وحشی غزال ما

از سیلی خزان که ز رخ رنگ می برد

نگذاشت باد سرکشی از سر نهال ما

خال شب از صحیفه ایام محو شد

از شبروی به تنگ نیامد خیال ما

صائب هزار حیف که در مزرع جهان

شد صرف شوره زار معاصی، زلال ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۷۴دل از خدا به صنع خدا بسته ایم ما
  2. غزل شمارهٔ ۷۷۵دل از قضا به دست رضا داده‌ایم ما
  3. غزل شمارهٔ ۷۷۶خون در دل هوا و هوس کرده ایم ما
  4. غزل شمارهٔ ۷۷۷از جنبش نسیم کرم زنده ایم ما
  5. غزل شمارهٔ ۷۷۸عمری است حلقه در میخانه ایم ما
  6. غزل شمارهٔ ۷۷۹خجلت ز عشق پاک گهر می بریم ما
  7. غزل شمارهٔ ۷۸۰دل را ز قید جسم رها می کنیم ما
  8. غزل شمارهٔ ۷۸۱دایم ز خود سفر چو شرر می‌کنیم ما
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.