پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۷۵

دل از قضا به دست رضا داده‌ایم ما

عمریست تا رضا به قضا داده‌ایم ما

هر چند از بلای خدا می‌رمند خلق

دل را به آن بلای خدا داده‌ایم ما

روی تو روشن از نفس گرم ما شده‌ست

آیینه را به آه جلا داده‌ایم ما

از خال او پناه به زلفش گرفته‌ایم

تن در بلا ز بیم بلا داده‌ایم ما

چون استخوان ما نشود آب از انفعال؟

رزق سگ تو را به هما داده‌ایم ما

حسن مجاز را به حقیقت گزیده‌ایم

در کعبه دل به قبله نما داده‌ایم ما

چون خار، رخت بر سر دیوار برده‌ایم

ترک بهار نشو و نما داده‌ایم ما

هستی ز ما مجوی که در اولین نفس

این گرد را به باد فنا داده‌ایم ما

چندین هزار تشنه جگر را از این سراب

چون موج، سر به آب بقا داده‌ایم ما

نتوان خرید عمر به زر ورنه همچو گل

زر با سپر به باد صبا داده‌ایم ما

از یکدگر چگونه نریزیم چون حباب؟

دربسته خانه را به هوا داده‌ایم ما

صائب ز روزنامهٔ اقبال خویشتن

فردی به دست بال هما داده‌ایم ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۷۷از جنبش نسیم کرم زنده ایم ما
  2. غزل شمارهٔ ۷۷۸عمری است حلقه در میخانه ایم ما
  3. غزل شمارهٔ ۷۷۹خجلت ز عشق پاک گهر می بریم ما
  4. غزل شمارهٔ ۷۸۰دل را ز قید جسم رها می کنیم ما
  5. غزل شمارهٔ ۷۸۱دایم ز خود سفر چو شرر می‌کنیم ما
  6. غزل شمارهٔ ۷۸۲از گریه خاک دام چمن می کنیم ما
  7. غزل شمارهٔ ۷۸۳تا چند نقشبند تمنا شویم ما
  8. غزل شمارهٔ ۷۸۴رنگین تر از حناست بهار و خزان ما
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.