پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۷۴

دل از خدا به صنع خدا بسته ایم ما

در کعبه دل به قبله نما بسته ایم ما

ما را به کعبه جاذبه شوق می برد

دل بی سبب به راهنما بسته ایم ما

واماندگان قافله راه کعبه ایم

از کاینات، دل به خدا بسته ایم ما

محتاج را ز سایه دولت گزیر نیست

خود را چو استخوان به هما بسته ایم ما

خواهیم غوطه در دل خاک سیاه زد

این کوه آهنین که به پا بسته ایم ما

مشغول گشته ایم به دنیای هیچ و پوچ

بر کاه دل چو کاهربا بسته ایم ما

در راه شر، ز برق نداریم پای کم

در راه خیر، پای حنا بسته ایم ما

عاشق به ساده لوحی ما نیست در جهان

کز وعده تو دل به وفا بسته ایم ما

در گلشن بهشت برین وا نمی کنیم

چشمی کز انتظار لقا بسته ایم ما

شاید رسد به درگه آن پادشاه حسن

مکتوب خود به بال هما بسته ایم ما

امید را چو نیست به جز کاهلی ثمر

بر خود ز خوف، راه رجا بسته ایم ما

صائب به روی دست سر خویش دیده ایم

تا چون حباب دل به هوا بسته ایم ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۷۶خون در دل هوا و هوس کرده ایم ما
  2. غزل شمارهٔ ۷۷۷از جنبش نسیم کرم زنده ایم ما
  3. غزل شمارهٔ ۷۷۸عمری است حلقه در میخانه ایم ما
  4. غزل شمارهٔ ۷۷۹خجلت ز عشق پاک گهر می بریم ما
  5. غزل شمارهٔ ۷۸۰دل را ز قید جسم رها می کنیم ما
  6. غزل شمارهٔ ۷۸۱دایم ز خود سفر چو شرر می‌کنیم ما
  7. غزل شمارهٔ ۷۸۲از گریه خاک دام چمن می کنیم ما
  8. غزل شمارهٔ ۷۸۳تا چند نقشبند تمنا شویم ما
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.