پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۶۶

آمیخته است مستی ما با خمار ما

یکدست چون حناست خزان و بهار ما

افغان که نیست سوخته ای در بساط خاک

کز قید سنگ خاره برآرد شراب ما

جز دیده سفید درین تیره خاکدان

صبحی دگر نداشت شب انتظار ما

شد توتیا و آب ز چشمی روان نکرد

در سنگلاخ دهر دل شیشه بار ما

ز آزادگی چو سرو درین بوستانسرا

ایمن ز برگریز بود نوبهار ما

ما را ز بخت سبز چه حاصل، که از بهار

داغ است قسمت جگر لاله زار ما

مهد صدف سفینه طوفان رسیده ای است

از آبداری گهر شاهوار ما

از وحشت است طاقت ما بی قرارتر

با ابر همرکاب بود کوهسار ما

رنگی ز گوهر تو نداریم، گرچه هست

دلچسب تر ز گرد یتیمی غبار ما

کثرت حجاب دیده حق بین ما شده است

در گرد لشکرست نهان شهسوار ما

صائب ز قحط جوهریان در بساط خاک

شد آب سبز در گهر شاهوار ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۶۸دوری ز خلق، باغ و بهارست پیش ما
  2. غزل شمارهٔ ۷۶۹برق جلال، عین جمال است پیش ما
  3. غزل شمارهٔ ۷۷۰آشفتگی ز عقل پذیرد دماغ ما
  4. غزل شمارهٔ ۷۷۱در سیر و دور می گذرد ماه و سال ما
  5. غزل شمارهٔ ۷۷۲دست فلک کبود شد از گوشمال ما
  6. غزل شمارهٔ ۷۷۳هرگز تهی ز خون جگر نیست جام ما
  7. غزل شمارهٔ ۷۷۴دل از خدا به صنع خدا بسته ایم ما
  8. غزل شمارهٔ ۷۷۵دل از قضا به دست رضا داده‌ایم ما
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.