پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۴۶

از خصم کجروست چه غم راست خانه را؟

تیر کج است آیه رحمت نشانه را

اشک از دل دو نیم شود با اثر که خاک

کرد از خراش سینه برومند دانه را

از غافلان زبان نصیحت کشیده دار

ضایع مکن به اسب حرون تازیانه را

دل را مده عنان تصرف به دست نفس

از دزد پاس دار کلید خزانه را

مرغی که زیرک است درین طرفه صیدگاه

بیند به یک نظر گره دام و دانه را

ز اصلاح بی نیاز بود خط اوستاد

زنهار ره مده به خط سبز شانه را

چون غافلان فریب خوشامد مخور که هست

در پرده خوابهای گران این فسانه را

تا همچو باد، عمر سبکرو نرفته است

سستی مکن، ز کاه جدا ساز دانه را

آه هواپرست به مقصد نمی رسد

نتوان زدن به تیر هوایی نشانه را

ممنون شوم ز هر که به من کج کند نگاه

تیر کج است آیه رحمت نشانه را

این زهر، سازگار به عادت نمی شود

برخود کنم چگونه گوارا زمانه را؟

دارد همان سر از پی ما سیل حادثات

صائب به آب اگر چه رساندیم خانه را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۴۸پروای مرگ نیست گدای برهنه را
  2. غزل شمارهٔ ۷۴۹روشن ز داغ های نهان ساز سینه را
  3. غزل شمارهٔ ۷۵۰بشنو ز من ترانه غیرت فزای را
  4. غزل شمارهٔ ۷۵۱چون پای خم به دست فتادت کمر گشا
  5. غزل شمارهٔ ۷۵۲شد بی صفا ز خاک سیه کاسه آب ما
  6. غزل شمارهٔ ۷۵۳چون شعله سر مکش ز دل سینه تاب ما
  7. غزل شمارهٔ ۷۵۴آماده است از دل پر خون شراب ما
  8. غزل شمارهٔ ۷۵۵از نان و آب نیست بقا و ثبات ما
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.