پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۴۲

دل خود به خود شکسته شود عشق پیشه را

سنگ است در بغل می پر زور شیشه را

چشم بد ستاره به عاشق چه می کند؟

از کرم شب فروز چه غم شیر بیشه را؟

در ساز با خزان حوادث که همچو سرو

بار دل است میوه بهار همیشه را

پیران شکار طول امل زود می شوند

در خاک نرم، حکم روان است ریشه را

آورده است صورت شیرین برون ز سنگ

فرهاد چون به سر ندهد جای تیشه را؟

شمع و شراب و شاهد من خون دل بس است

برق از فروغ باده بود ابر شیشه را

رنگی به روی کار نیاری چو کوهکن

از خون خویش تا ندهی آب تیشه را

صائب لباس برق نگردد حجاب ابر

تا چند زیر خرقه توان داشت شیشه را؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۴۴مگذار بر زمین دل شبها پیاله را
  2. غزل شمارهٔ ۷۴۵دادم ز شور عشق به سیلاب خانه را
  3. غزل شمارهٔ ۷۴۶از خصم کجروست چه غم راست خانه را؟
  4. غزل شمارهٔ ۷۴۷افتادگی برآورد از خاک دانه را
  5. غزل شمارهٔ ۷۴۸پروای مرگ نیست گدای برهنه را
  6. غزل شمارهٔ ۷۴۹روشن ز داغ های نهان ساز سینه را
  7. غزل شمارهٔ ۷۵۰بشنو ز من ترانه غیرت فزای را
  8. غزل شمارهٔ ۷۵۱چون پای خم به دست فتادت کمر گشا
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.