پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۳۲

سرگشته ساخت خالِ دلارای او مرا

پرگار کرد نقطهٔ سودای او مرا

هر پاره داشت از دلِ من عالم دگر

شیرازه کرد زلفِ دلارای او مرا

گشتم تمام چشم و همان چشم بسته‌ام

حیرت فزود بس که تماشای او مرا

می‌بود کاش دردِ گرفتاریم یکی

پیوندِ دیگرست به هر جای او مرا

چون آب سر دهد به خیابان باغِ خُلد

در هر نظاره قامتِ رعنای او مرا

خونِ هزار بوسه به دل جوش می‌زند

از دیدن حنای کفِ پای او مرا

چون کوهِ طور مغزِ مرا سرمه می‌کند

برقی که در دل است ز سیمای او مرا

از عشق جای شِکوه نمانده است در دلم

لطفِ بجاست رنجشِ بیجای او مرا

اقبالِ عشق ساخت به وصلم امیدوار

ورنه زیاد بود تمنای او مرا

می‌داشت کاش حوصله یک نگاهِ دور

شوقی که می‌برد به تماشای او مرا

خضر آورد برون ز سیاهی گلیمِ خویش

ای عقل واگذار به سودای او مرا

در کار نیست شیشه و پیمانهٔ دگر

صائب بس است نرگسِ شهلای او مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۳۴رویت ز هاله حلقه کند نام ماه را
  2. غزل شمارهٔ ۷۳۵طاعت کند سرشک ندامت گناه را
  3. غزل شمارهٔ ۷۳۶رفتم ز راه دل خس و خار گناه را
  4. غزل شمارهٔ ۷۳۷مشمر ز عمر خود نفس ناشمرده را
  5. غزل شمارهٔ ۷۳۸با زلف کار نیست رخ یار دیده را
  6. غزل شمارهٔ ۷۳۹طاقت کجاست روی عرقناک دیده را؟
  7. غزل شمارهٔ ۷۴۰خال لب تو راهنمایی است بوسه را
  8. غزل شمارهٔ ۷۴۱گیرم چگونه زان بت طناز بوسه را؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.