پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۳۱

از کار رفته دست چو دست سبو مرا

ریزند می چو شیشه مگر در گلو مرا

کی می رسید چاک گریبان به دامنم؟

گر می رسید دست به دامان او مرا

رنگین تر از سرشک بود گفتگوی من

از بس شده است گریه گره در گلو مرا

از خویش رفته را نتوان یافت نقش پا

سرگشته آن کسی که کند جستجو مرا

دلسرد از نظاره باغ بهشت کرد

صحرای ساده دل بی آرزو مرا

دارد هوای چشمه خورشید شبنمم

مقراض بال و پر نشود رنگ و بو مرا

از چاره، درد عشق یکی می شود هزار

بیچاره آن کسی که شود چاره جو مرا

از شوق جلوه تو سراپای دیده ام

هر چند آب رفته نیاید به جو مرا

صد کاسه خون اگر چه کشیدم درین چمن

زردی نرفت چون گل رعنا ز رو مرا

در حفظ آبرو چو گهر لرزشم بجاست

جان تازه داشت در همه عمر این وضو مرا

از گوهرم غبار یتیمی نمی رود

صائب اگر محیط دهد شستشو مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۳۳از باده چون کند عرق آلود ماه را
  2. غزل شمارهٔ ۷۳۴رویت ز هاله حلقه کند نام ماه را
  3. غزل شمارهٔ ۷۳۵طاعت کند سرشک ندامت گناه را
  4. غزل شمارهٔ ۷۳۶رفتم ز راه دل خس و خار گناه را
  5. غزل شمارهٔ ۷۳۷مشمر ز عمر خود نفس ناشمرده را
  6. غزل شمارهٔ ۷۳۸با زلف کار نیست رخ یار دیده را
  7. غزل شمارهٔ ۷۳۹طاقت کجاست روی عرقناک دیده را؟
  8. غزل شمارهٔ ۷۴۰خال لب تو راهنمایی است بوسه را
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.