پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۳۴

رویت ز هاله حلقه کند نام ماه را

دلسرد از آفتاب کند صبحگاه را

هر جلوه ای ز قد قیامت خرام تو

از دل نفس گسسته برون آرد آه را

در دیده نظارگیان میل سرمه کرد

رخسار آتشین تو مد نگاه را

از خط رسد به نشو و نما سبزه امید

باران بود زیادتر، ابر سیاه را

تا بر سرشکسته نوازی است آفتاب

پروایی از شکستن خود نیست ماه را

سستی مکن که جاذبه کعبه امید

بسیار کرده شهپر دیوار، کاه را

مستغنی از دلیل بود دل چو آگه است

ننموده کس به قبله نما قبله گاه را

جای قرار نیست درین تیره خاکدان

در بحر همچو سیل فشان گرد راه را

جایی که بحر و کان، لب خشک است و چشم تر

پیداست تا چه قدر بود خاک راه را

چون سرخوشان مکن به یمین و یسار میل

از عرض ره دراز مکن طول راه را

شیرازه قلمرو کثرت ز وحدت است

دارد علم بپا ز ستادن سپاه را

بال و پر نهال امیدست خاک پاک

زنهار وقت صبح مکن فوت آه را

صائب مباش در صدد معذرت که نیست

بهتر ز انفعال، شفیعی گناه را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۳۶رفتم ز راه دل خس و خار گناه را
  2. غزل شمارهٔ ۷۳۷مشمر ز عمر خود نفس ناشمرده را
  3. غزل شمارهٔ ۷۳۸با زلف کار نیست رخ یار دیده را
  4. غزل شمارهٔ ۷۳۹طاقت کجاست روی عرقناک دیده را؟
  5. غزل شمارهٔ ۷۴۰خال لب تو راهنمایی است بوسه را
  6. غزل شمارهٔ ۷۴۱گیرم چگونه زان بت طناز بوسه را؟
  7. غزل شمارهٔ ۷۴۲دل خود به خود شکسته شود عشق پیشه را
  8. غزل شمارهٔ ۷۴۳دایم ز نازکی است دل افگار شیشه را
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.