پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۳۳

از باده چون کند عرق آلود ماه را

در چشم آفتاب بسوزد نگاه را

کارم به یوسفی است که از جلوه های شوخ

در رقص گردباد فکنده است چاه را

بر صفحه عذار تو، از نقطه های خال

کرده است کلک صنع نشان بوسه گاه را

طومار ناامیدی ما ناگشودنی است

پیچیده ایم در گره اشک، آه را

عشق است غمگسار دل ناتوان ما

برق است شمع بر سر بالین گیاه را

امید رحمت است عنان تاب، ورنه هست

آه ندامتی که بسوزد گناه را

چون سبزه از گرانی ما ماند زیر سنگ

شوقی که ساخت شهپر دیوار، کاه را

با دیده ندیده عاشق چها کند

رویی کز آفتاب دو دل کرده ماه را

چون خاک می کنند به سر آهوان چین

در روزگار زلف تو مشک سیاه را

هر غنچه ای که هست درین باغ و بوستان

دارد ازو شکستن طرف کلاه را

صائب همان ز دوری ره شکوه می کنیم

خوابیده کرد غفلت ما گرچه راه را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۳۵طاعت کند سرشک ندامت گناه را
  2. غزل شمارهٔ ۷۳۶رفتم ز راه دل خس و خار گناه را
  3. غزل شمارهٔ ۷۳۷مشمر ز عمر خود نفس ناشمرده را
  4. غزل شمارهٔ ۷۳۸با زلف کار نیست رخ یار دیده را
  5. غزل شمارهٔ ۷۳۹طاقت کجاست روی عرقناک دیده را؟
  6. غزل شمارهٔ ۷۴۰خال لب تو راهنمایی است بوسه را
  7. غزل شمارهٔ ۷۴۱گیرم چگونه زان بت طناز بوسه را؟
  8. غزل شمارهٔ ۷۴۲دل خود به خود شکسته شود عشق پیشه را
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.