پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۲۹

افسرده دل اگر چه ز واسوختن مرا

بتوان به روی گرم برافروختن مرا

چون ماهی برشته، به آب حیات وصل

رغبت شود دو آتشه از سوختن مرا

از بخیه ستاره شود بیش زخم صبح

بی حاصل است چاک جگر دوختن مرا

زان خلوت وصال چه حاصل، که از حجاب

باید به پشت پای نظردوختن مرا

بردم ز سعی راه به آن کعبه امید

شد شمع پیش پای، نفس سوختن مرا

افغان که روی زرد خود از بیم چشم زخم

می باید از تپانچه برافروختن مرا

تا دانه ای ز خرمن هستی بود به جا

حاشا که دل خنک شود از سوختن مرا

در مهد چون مسیح زبانم گشاده بود

نتوان چو طوطیان سخن آموختن مرا

چون ابر، مشت آبی اگر جمع می کنم

ریزش بود مراد ز اندوختن مرا

حرصی که داشتم به شکار پری رخان

چون باز بیش شد ز نظردوختن مرا

صائب ز بس فسرده ز وضع جهان شدم

نتوان به هیچ وجه برافروختن مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۳۱از کار رفته دست چو دست سبو مرا
  2. غزل شمارهٔ ۷۳۲سرگشته ساخت خالِ دلارای او مرا
  3. غزل شمارهٔ ۷۳۳از باده چون کند عرق آلود ماه را
  4. غزل شمارهٔ ۷۳۴رویت ز هاله حلقه کند نام ماه را
  5. غزل شمارهٔ ۷۳۵طاعت کند سرشک ندامت گناه را
  6. غزل شمارهٔ ۷۳۶رفتم ز راه دل خس و خار گناه را
  7. غزل شمارهٔ ۷۳۷مشمر ز عمر خود نفس ناشمرده را
  8. غزل شمارهٔ ۷۳۸با زلف کار نیست رخ یار دیده را
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.