پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۲۸

از بس گرفت تنگی دل در میان مرا

در کام همچو غنچه نگردد زبان مرا

دام و قفس مگر ز دل من برآورد

خاری که می خلد به دل از آشیان مرا

تا هست آب تلخ درین بحر، چون صدف

در پیش ابر باز نگردد دهان مرا

از راست خانگی ز شکاری که افکنم

خمیازه ای ز دور بود چون کمان مرا

چون تیر ز اشتیاق خدنگ تو زیر خاک

آورد پر برون قلم استخوان مرا

رزقی که هست خون جگر خوردن است و بس

از سیر لاله زار چو آب روان مرا

در رهگذار سیل حوادث ز کاهلی

در سنگ رفته پای ز خواب گران مرا

سبزست ازان همیشه نهالم که همچو شمع

در دل هر آنچه هست بود بر زبان مرا

چون غنچه از گرفتگی دل درین چمن

یارای حرف نیست به چندین زبان مرا

گل هرزه خند و بلبل بی درد هرزه نال

چون دل شود شکفته درین گلستان مرا؟

صائب گرفته ام ز جهان کنج عزلتی

از خامه خودست همین همزبان مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۳۰گر قابل ملال نیم، شاد کن مرا
  2. غزل شمارهٔ ۷۳۱از کار رفته دست چو دست سبو مرا
  3. غزل شمارهٔ ۷۳۲سرگشته ساخت خالِ دلارای او مرا
  4. غزل شمارهٔ ۷۳۳از باده چون کند عرق آلود ماه را
  5. غزل شمارهٔ ۷۳۴رویت ز هاله حلقه کند نام ماه را
  6. غزل شمارهٔ ۷۳۵طاعت کند سرشک ندامت گناه را
  7. غزل شمارهٔ ۷۳۶رفتم ز راه دل خس و خار گناه را
  8. غزل شمارهٔ ۷۳۷مشمر ز عمر خود نفس ناشمرده را
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.