پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۲۷

از بس گرفت تنگی دل در میان مرا

در کام همچو غنچه نگردد زبان مرا

از بال سعی قوت پرواز رفته است

ورنه دهان مار بود آشیان مرا

از فکر رزق، چاک چو گندم به دل فتاد

افکند در تنور صد اندیشه نان مرا

خال تو هر چه می برد از کیسه من است

این دزد یافته است درین کاروان مرا

برد از دلم هوای وطن را خیال دور

فکر غریب، کرد غریب جهان مرا

از آستان دل به چه جانب سفر کنم؟

شهپر شکسته است درین آشیان مرا

در شکر ناوک تو چرا کوتهی کنم؟

پرورده است مغز ازین استخوان مرا

ناف مرا به تیغ خموشی بریده اند

نتوان گره گشود به تیغ از زبان مرا

شهباز من ز دست شهان طعمه می خورد

نتوان چو سگ فریفت به هر استخوان مرا

رحمی کز اشتیاق قد چون خدنگ تو

خمیازه خانه کرد به دل چون کمان مرا

از انتظار دیده یعقوب باختن

یک چشمه متاع بود از دکان مرا

صائب شود شکفته گل از ناله های من

دامن کشان به باغ برد باغبان مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۲۹افسرده دل اگر چه ز واسوختن مرا
  2. غزل شمارهٔ ۷۳۰گر قابل ملال نیم، شاد کن مرا
  3. غزل شمارهٔ ۷۳۱از کار رفته دست چو دست سبو مرا
  4. غزل شمارهٔ ۷۳۲سرگشته ساخت خالِ دلارای او مرا
  5. غزل شمارهٔ ۷۳۳از باده چون کند عرق آلود ماه را
  6. غزل شمارهٔ ۷۳۴رویت ز هاله حلقه کند نام ماه را
  7. غزل شمارهٔ ۷۳۵طاعت کند سرشک ندامت گناه را
  8. غزل شمارهٔ ۷۳۶رفتم ز راه دل خس و خار گناه را
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.