پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۱۶

عارف متابعت نکند قال و قیل را

بانگ درا به کار نیاید دلیل را

با دوستان حق چه کند خصم شعله خوی؟

باغ و بهارهاست در آتش خلیل را

پاس نفس بدار که آن خوی آتشین

در زیر لب گداخت نفس جبرئیل را

چشمی که راه برد به آن لعل آبدار

موج سراب می شمرد سلسبیل را

از همت بزرگ به دولت توان رسید

آری به فیل صید نمایند فیل را

در مرگ، غفلت تو سرایت نمی کند

پروای سرمه نیست صدای رحیل را

باشد بهشت نقد، شهیدان اگر کنند

گلگونه عذار تو خون سبیل را

آخر سیاه بختی مجنون عزیز کرد

بر چهره زنان عرب، خال نیل را

ای آن که شد ترا به نکویی بلند نام

مشمار سهل، نعمت ذکر جمیل را

کی نیل چشم زخم شود یوسف مرا؟

مشاطه گر به کار برد رود نیل را

آزاده ای که تلخی احسان کشیده است

صائب به از کریم شمارد بخیل را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۱۸پیچیده است دست تو دست کلیم را
  2. غزل شمارهٔ ۷۱۹شد استخوان ز دورِ فلک توتیا مرا
  3. غزل شمارهٔ ۷۲۰غمگین نیم که خلق شمارند بد مرا
  4. غزل شمارهٔ ۷۲۱می در پیاله خون جگر می شود مرا
  5. غزل شمارهٔ ۷۲۲سودا به کوه و دشت صلا می‌دهد مرا
  6. غزل شمارهٔ ۷۲۳از آفتاب عشق نگردید رنگ من
  7. غزل شمارهٔ ۷۲۴ابروی او نرفت ز مد نظر مرا
  8. غزل شمارهٔ ۷۲۵پیچیده درد هجر تو بر یکدگر مرا
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.