پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۱۸

پیچیده است دست تو دست کلیم را

در حقه کرده لعل تو در یتیم را

موج از حقیقت گهر بحر غافل است

حادث چگونه درک نماید قدیم را؟

در قتل ما به نرگس خود مصلحت مبین

کاندیشه صحیح نباشد سقیم را!

دریاست داغ حوصله من، که چون صدف

می پرورم به دست تهی صد یتیم را

مخصوص اهل حال بود گوشمال عشق

آتش دهد فشار، گل خوش شمیم را

گرد خجالت از رخ سایل که می برد؟

شرم کرم اگر نگدازد کریم را

فقر سیاهرو محک بخل و همت است

محتاج از کریم شناسد لئیم را

صائب ز بنده های باخلاص می شود

هر کس به یک طرف نهد امید و بیم را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۲۰غمگین نیم که خلق شمارند بد مرا
  2. غزل شمارهٔ ۷۲۱می در پیاله خون جگر می شود مرا
  3. غزل شمارهٔ ۷۲۲سودا به کوه و دشت صلا می‌دهد مرا
  4. غزل شمارهٔ ۷۲۳از آفتاب عشق نگردید رنگ من
  5. غزل شمارهٔ ۷۲۴ابروی او نرفت ز مد نظر مرا
  6. غزل شمارهٔ ۷۲۵پیچیده درد هجر تو بر یکدگر مرا
  7. غزل شمارهٔ ۷۲۶از گرد خط، فزود محبت به دل مرا
  8. غزل شمارهٔ ۷۲۷از بس گرفت تنگی دل در میان مرا
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.