پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۱۴

نتوان به خواب کرد مسخر خیال را

جز پیچ و تاب نیست کمند این غزال را

در عالم خیال، بهارست چار فصل

بلبل به چتر گل ندهد زیر بال را

هر چند حسن را خطر از چشم پاک نیست

پنهان ز آب و آینه کن آن جمال را

رحمی به شیشه خانه دلهای خلق کن

از می مکن دو آتشه آن رنگ آل را

از گلشنی که سرو تو دامن کشان رود

بی طاقتی ز ریشه برآرد نهال را

برگ نشاط نیست درین تیره خاکدان

ریحان ز آه سرد بود این سفال را

ده در شود گشاده، شود بسته چون دری

انگشت، ترجمان زبان است لال را

با تیرگی بساز که ابروی عنبرین

یکشب سفید گشت ز منت هلال را

بر جرم من ببخش که آورده ام شفیع

اشک ندامت و عرق انفعال را

در ملک خویش رخنه فکندن ز عقل نیست

زنهار بسته دار زبان سؤال را

صائب کشید سر به گریبان نیستی

تسخیر کرد مملکت بی زوال را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۱۶عارف متابعت نکند قال و قیل را
  2. غزل شمارهٔ ۷۱۷در گردش آورید می لعل فام را
  3. غزل شمارهٔ ۷۱۸پیچیده است دست تو دست کلیم را
  4. غزل شمارهٔ ۷۱۹شد استخوان ز دورِ فلک توتیا مرا
  5. غزل شمارهٔ ۷۲۰غمگین نیم که خلق شمارند بد مرا
  6. غزل شمارهٔ ۷۲۱می در پیاله خون جگر می شود مرا
  7. غزل شمارهٔ ۷۲۲سودا به کوه و دشت صلا می‌دهد مرا
  8. غزل شمارهٔ ۷۲۳از آفتاب عشق نگردید رنگ من
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.