پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۰۹

پوشیده گر به زلف کنی روی خویش را

آخر چسان نهفته کنی بوی خویش را؟

بی اختیار بوسه بر آیینه می زنی

گر بنگری به دیده من روی خویش را

ریزد ز عطسه مغز غزالان چین به خاک

گردآوری اگر نکنی بوی خویش را

شیرازه هزار دل پاره پاره است

از شانه تار و مار مکن موی خویش را

جوهر بس است سبزه شمشیر آبدار

زحمت مده به وسمه دو ابروی خویش را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۱۱پیوسته دل سیاه بود خلق تنگ را
  2. غزل شمارهٔ ۷۱۲تیغ زبان لاف نباشد کمال را
  3. غزل شمارهٔ ۷۱۳هست از زوال نعل در آتش کمال را
  4. غزل شمارهٔ ۷۱۴نتوان به خواب کرد مسخر خیال را
  5. غزل شمارهٔ ۷۱۵در کوی عشق ره نبود جبرئیل را
  6. غزل شمارهٔ ۷۱۶عارف متابعت نکند قال و قیل را
  7. غزل شمارهٔ ۷۱۷در گردش آورید می لعل فام را
  8. غزل شمارهٔ ۷۱۸پیچیده است دست تو دست کلیم را
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.