پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۹۹

یک بار بی خبر به شبستان من درآ

چون بوی گل، نهفته به این انجمن درآ

از دوریت چو شام غریبان گرفته ایم

از در گشاده روی چو صبح وطن درآ

تا چند در لباس توان کرد عرض حال؟

یک ره به خلوتم به ته پیرهن درآ

مانند شمع، جامه فانوس شرم را

بیرون در گذار و به این انجمن درآ

خونین دلان ز شوق لقای تو سوختند

خندان تر از سهیل به خاک یمن درآ

دست و دلم ز دیدنت از کار رفته است

بند قبا گشوده به آغوش من درآ

آیینه را ز صحبت طوطی گزیر نیست

ای سنگدل به صائب شیرین سخن درآ

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۰۱دیوانه کرد سبزه خطت بهار را
  2. غزل شمارهٔ ۷۰۲دریاب صبح فیض نسیم بهار را
  3. غزل شمارهٔ ۷۰۳در آتش است نعل، نسیم بهار را
  4. غزل شمارهٔ ۷۰۴از شرم، حرص دلبری افزود ناز را
  5. غزل شمارهٔ ۷۰۵مستی ز خط زیاده شد آن دلنواز را
  6. غزل شمارهٔ ۷۰۶دانسته ام غرور خریدار خویش را
  7. غزل شمارهٔ ۷۰۷از کینه پاک کن دل افگار خویش را
  8. غزل شمارهٔ ۷۰۸کوتاه ساز رشته آمال خویش را
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.